اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
456
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مادر و فرزندانش زندانى كرد و چون آنان را حبس نمود ، سپاهيان حقوق خود را مطالبه كردند و چون در جواب ايشان تعلل كرد او را گرفتند و محمد [ و مادر ] و فرزندانش را از حبس درآوردند و با وى بيعت كردند و حسين بن على ( ابن ماهان ) را گردن زدند و آنگاه حقوق خود را از محمد مطالبه كردند ، پس بانان پانصد پانصد عطا داد با يك شيشه عطر ، و چهار صد پرچم براى فرماندهانى پراكنده بست و على بن محمد بن [ عيسى بن ] نهيك را بر ايشان فرماندهى داد و آنان را فرمود تا بسوى هرثمه پيش روند و هرثمه آن روز در نهروان اردو زده بود ، پس در ماه رمضان نبرد كردند و ( هرثمه ) آنان را در هم شكست و على [ بن ] محمد بن عيسى بن نهيك را اسير گرفت و او را نزد مامون فرستاد و با سپاه خويش پيش رفت تا در جايى بنام « نهربين » در يك فرسخى يا دو فرسخى بغداد فرود آمد و طاهر نيز در چهار فرسخى بغداد برود خانه « صرصر » رسيد . طاهر در طرف غربى و هرثمه در طرف شرقى ( بغداد ) بود و جنگ بغداد در هر دو سو ادامه داشت جز آنكه بازارها باز بود و بازرگانان به حال خود بودند و كسى بانها تعرضى نمىكرد و جمعى از ياران مامون با گروهى از طرفداران محمد نزد بازرگانى فراهم مىآمدند بىآنكه ميان آنان جنگ و نزاعى باشد و ابناء و جنگيان بر محمد شوريدند و بنام مامون دعوت نمودند و با طاهر مكاتبه كردند و به او گروها دادند ، پس طاهر داخل بغداد شد و طرف غربى را تا دروازه انبار زير دست آورد و محمد براى خبرى كه دريافته بود ، سليمان بن ابى جعفر و ابراهيم بن مهدى را در حبس داشت پس چون هرثمه به دروازه بغداد رسيد ، آن دو را از حبس در آورد و با جماعتى از بنى هاشم نزد هرثمه فرستاد تا وى را باطاعت از امين دعوت كنند و هر چه از اموال و تيولها بخواهد بوى دهد ، هرثمه بانان گفت : اگر نبود كه فرستادگان را نمىكشند ، شما را گردن ميزدم ، نزد محمد بازگرديد ، و آن دو را رها گذاشت . مردم شرق بغداد بر محمد شوريدند و بنام مامون دعوت كردند و خزيمة بن